به جد و جهد چو کاری نمیرود از پیش (15)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۰۷/۱۳
-
اندازه متن
+
به جد و جهد چو کاری نمیرود از پیش
به کردگار رها کرده بر مصالح خویش
به پادشاهی عالم فرو نیارد سر
اگر ز سِرِّ قناعت خبر شود درویش
بنوش باده که قَسّام صُنع قسمت کرد
در آفرینش از انواعِ نوشدارو نیش
ز سنگ تفرقه خواهی که منحنی نشوی
مشو بسان ترازو تو در پی کم و بیش
ریا حلال شمارند و جام باده حرام
زهی طریقت و ملت زهی شریعت و کیش
ریای زاهد سالوس جان من فرسود
قدح بیار و بنه مرهمی بر این دل ریش
به دلربائی اگر خود سرآمدی چه عجب
که نور حُسن تو بود از اساس عالم پیش
دهان نیک تو دلخواه جان حافظ شد
به جان بُوَد خطرم زین دل محالاندیش
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی (475)
گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی
شیرینتر…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
حافظ 
