در آرزوی بوس و کنارت مُردم (29)
-
اندازه متن
+
در آرزوی بوس و کنارت مُردم
وز حسرت لعل آبدارت مُردم
قصّه نکنم دراز، کوتاه کنم
بازآ بازآ کز انتظارت مُردم
در آرزوی بوس و کنارت مُردم
وز حسرت لعل آبدارت مُردم
قصّه نکنم دراز، کوتاه کنم
بازآ بازآ کز انتظارت مُردم
خیالِ رویِ تو چون بُگذَرَد به گلشنِ چَشم دل از پِیِ نظر آید به سویِ روزنِ چَشم
دل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتیشکستگانیم…

