نتوان دل شاد را به غم فرسودن (148)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۰۸/۱۵
-
اندازه متن
+
نتوان دل شاد را به غم فرسودن
وقت خوش خود بسنگ محنت سودن
کس غیب چه داند که چه خواهد بودن
می باید و معشوق و به کام آسودن
خسرو پرویز را اسپ شبدیز پیش آوردند تا بر نشیند (31)
حکایت 31: خسرو پرویز را اسپ شبدیز پیش آوردند تا بر نشیند، گفت «اگر برتر از آدمی یزدان را بنده…
خیام 
