این قافلهٔ عمر عجب میگذرد (66)
-
اندازه متن
+
این قافلهٔ عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
این قافلهٔ عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
حکایت 27: هم اندرین معنی فضیلت قلم، چنان خواندهام از اخبار گذشتگان که وقتی امیری رسولی فرستاد به ملک فارس…
قانع به یک استخوان چو کرکس بودن به ز آن که طفیل خوان ناکس بودن
…

