این قافلهٔ عمر عجب میگذرد (66)
-
اندازه متن
+
این قافلهٔ عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
این قافلهٔ عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست بی بادهٔ گلرنگ نمیباید زیست
این سبزه که…
از کوزهگری کوزه خریدم باری آن کوزه سخن گفت ز هر اسراری
شاهی بودم که…

