پنجرهی قطاری – پیرمرد
-
اندازه متن
+
پنجرهی قطاری
که در آن زنی زیبا نشسته است
مرا فرو میمکد
در ایستگاه بعد
پیرمردی از قطار پیاده خواهد شد
پنجرهی قطاری
که در آن زنی زیبا نشسته است
مرا فرو میمکد
در ایستگاه بعد
پیرمردی از قطار پیاده خواهد شد
تو يه طلوع نصفهنيمه بودی جايي که آسمون مث غروبه گيجم هنوز طلوعی يا غروبی سرگيجه رو مدار…
تقدیم به دوست عزیزم نوید بهبودی ما من و تو خشکیده بودیم که بادی وزید و ترانهای آورد آن…

