پنجرهی قطاری – پیرمرد
-
اندازه متن
+
پنجرهی قطاری
که در آن زنی زیبا نشسته است
مرا فرو میمکد
در ایستگاه بعد
پیرمردی از قطار پیاده خواهد شد
پنجرهی قطاری
که در آن زنی زیبا نشسته است
مرا فرو میمکد
در ایستگاه بعد
پیرمردی از قطار پیاده خواهد شد
حیات مقولهای تجملاتیست. انگار یک چیزِ زیبای زائد است. تصور کنید، در میانِ این همه سیاره و ستاره که دور…
دستهایت را میبستی و من دو صدفِ سخت را نوازش میکردم دستهایت را باز میکردی شب اقیانوسی بود که ناگهان…

