به آفتاب بگویید – پوستی تازه
-
اندازه متن
+
به آفتاب بگویید
کمی زودتر طلوع کند
پوستم را شُستهام
پهن کردهام روی بند
میخواهم برای عشقی تازه آماده شوم
به آفتاب بگویید
کمی زودتر طلوع کند
پوستم را شُستهام
پهن کردهام روی بند
میخواهم برای عشقی تازه آماده شوم
پریدی از پنجره و خندههات تمومِ شيشهها رو منفجر کرد نورِ صدات رفت و رسيد به ابرا تنت…
برادر: و آخرین گلولهای که به او شلیک کردید نیز از تنش بیرون رفت حالا تنها مانده تنها با چند…

