به آفتاب بگویید – پوستی تازه
-
اندازه متن
+
به آفتاب بگویید
کمی زودتر طلوع کند
پوستم را شُستهام
پهن کردهام روی بند
میخواهم برای عشقی تازه آماده شوم
به آفتاب بگویید
کمی زودتر طلوع کند
پوستم را شُستهام
پهن کردهام روی بند
میخواهم برای عشقی تازه آماده شوم
تنهایی در طبقهی آخر آسمانخراشها بلندتر است به آن خورشید نگاه کن که دارد از پشتبام سقوط میکند
پریدی از پنجره و خندههات تمومِ شيشهها رو منفجر کرد نورِ صدات رفت و رسيد به ابرا تنت…

