پنجرهی قطاری – پیرمرد
-
اندازه متن
+
پنجرهی قطاری
که در آن زنی زیبا نشسته است
مرا فرو میمکد
در ایستگاه بعد
پیرمردی از قطار پیاده خواهد شد
پنجرهی قطاری
که در آن زنی زیبا نشسته است
مرا فرو میمکد
در ایستگاه بعد
پیرمردی از قطار پیاده خواهد شد
آبی که دست بر سنگها میکشد به دنبالِ چه چیز میگردد؟ دست بر تنت میکشم و حرکتِ زمان را در…
به آفتاب بگویید کمی زودتر طلوع کند پوستم را شُستهام پهن کردهام روی بند میخواهم برای عشقی تازه آماده شوم

