و دوست داشتنت تیغِ کندیست
-
اندازه متن
+
دوستت میدارم
و دوست داشتنت تیغِ کندیست
که بر گلو گذاشتهام
دوستت میدارم
و دوست داشتنت تیغِ کندیست
که بر گلو گذاشتهام
سینههایش بوی مریم میداد از انگشتهایش حبهی انگور میچکید باکره بود وُ به شهر رسید شبها که ماه را میبوسید…

