و دوست داشتنت تیغِ کندیست
-
اندازه متن
+
دوستت میدارم
و دوست داشتنت تیغِ کندیست
که بر گلو گذاشتهام
دوستت میدارم
و دوست داشتنت تیغِ کندیست
که بر گلو گذاشتهام
وقتی نشسته بودیم راه میرفتیم وقتی راه میرفتیم پرواز میکردیم همه چیز کنار تو جریان داشت حتا رودخانههای خشکیده میخروشیدند…
تاریکی: مامان و بابا تاریکی: برادرامه تاریکی مثل یه بچه آویزون از شونههامه
کپههای چوب کبریت…

