پاسها از شب گذشته است
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۰۹/۲
-
اندازه متن
+
زمستان1336
پاسها از شب گذشته است.
میهمانان جای را کرده اند خالی. دیرگاهی است
میزبان در خانه اش تنها نشسته.
در نی آجین جای خود بر ساحل متروک میسوزد اجاق او
اوست مانده.اوست خسته.
مانده زندانی به لبهایش
بس فراوان حرفها اما
با نوای نای خود در این شب تاریک پیوسته
چون سراغ از هیچ زندانی نمی گیرند
میزبان در خانه اش تنها نشسته.
برچسب ها:
آزاد، نیمایی و سپیدشعر، آیتی از خیال صحرایی ما است
شعر، آیتی از خیال صحرایی ما است . عشق آفتی از نهاد دریایی ما است.
گفتم…
نیما یوشیج 
