گفتا چو ز من هزار تلخی بینی
-
اندازه متن
+
گفتا چو ز من هزار تلخی بینی
چون است که جز من نه کسی بگزینی
گفتم که تو عمر منی و عمر به طبع
گه تلخی بنماید و گه شیرینی
گفتا چو ز من هزار تلخی بینی
چون است که جز من نه کسی بگزینی
گفتم که تو عمر منی و عمر به طبع
گه تلخی بنماید و گه شیرینی
گوشم همه چشم گشت و چشمم همه گوش تا آنکه به دو در نگرم دوش به دوش
تیک تیک چه به شیشه شب پره میکوبد آشوب زده است و باد می آشوبد
دستی…

