گفتا چو ز من هزار تلخی بینی
-
اندازه متن
+
گفتا چو ز من هزار تلخی بینی
چون است که جز من نه کسی بگزینی
گفتم که تو عمر منی و عمر به طبع
گه تلخی بنماید و گه شیرینی
گفتا چو ز من هزار تلخی بینی
چون است که جز من نه کسی بگزینی
گفتم که تو عمر منی و عمر به طبع
گه تلخی بنماید و گه شیرینی
گر با کم روزگار سازم چه غم است. با او همه کاهش و فزونی به هم است.

