صدقای سرود کز بر عرش کمال
-
اندازه متن
+
صدقای سرود کز بر عرش کمال
می تافت چو آفتاب از جاه و جلال
با جلوه ی خورشید تو از ما رخ تافت
تا تو چه کنی با وی ای کان جمال
صدقای سرود کز بر عرش کمال
می تافت چو آفتاب از جاه و جلال
با جلوه ی خورشید تو از ما رخ تافت
تا تو چه کنی با وی ای کان جمال
چشمم همه شب که چه خراب است زمین گوشم همه دم که چه خرابی سنگین
فکرم…
بسیار به هم کرده بیامیختهاند تا اینکه در ان مرا زمن ریختهاند
بسیار دگر باید دارند…

