مهتاب شبی بود و سرود دف و نی
-
اندازه متن
+
مهتاب شبی بود و سرود دف و نی
کافتادم آن مهوش را اندر پی
زین حال شبی نه بیش بگذشت ولیک
دریافتم اکنون که چه شد عمری طی
مهتاب شبی بود و سرود دف و نی
کافتادم آن مهوش را اندر پی
زین حال شبی نه بیش بگذشت ولیک
دریافتم اکنون که چه شد عمری طی
عناب خجل از لب عناب تو شد بیدار هر آنکه بود در خواب تو شد
گرآتش…
دادم پی گریه چشم دریایی شد بردم بخلاص دست غوغایی شد
بی تابی من به دست…

