مهتاب دمید و گل بیفروخت چو خون
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۰۹/۶
-
اندازه متن
+
مهتاب دمید و گل بیفروخت چو خون،
می گیر و رها شو دمی از چند و ز چون
گر برنهدت زمانه اندوه مخور،
ور برکشدت مباش ایمن زفسون
یکدم نه به مهر آمده دادم بدهد
یکدم نه به مهر آمده دادم بدهد، یکدم نه جواب بر مرادم بدهد
گفتی سبکی گیرم…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
نیما یوشیج 
