چون دانهی انگورم بفشار و بنه
-
اندازه متن
+
چون دانهی انگورم بفشار و بنه
در حبسگه خمم بیازار و بنه
دانم چو تو باز آیی با تو چه کنم
ایندم اگرم نیست خریدار، بنه
چون دانهی انگورم بفشار و بنه
در حبسگه خمم بیازار و بنه
دانم چو تو باز آیی با تو چه کنم
ایندم اگرم نیست خریدار، بنه
گشتم من از تو مست، یعنی غافل شد از تو خراب خانه ام، یعنی دل
افتاد…
از گیسوی تو دلم چو میشد راهی پیچید و بدو گفت زهی کوتاهی
من خسته ی…

