چون دانهی انگورم بفشار و بنه
-
اندازه متن
+
چون دانهی انگورم بفشار و بنه
در حبسگه خمم بیازار و بنه
دانم چو تو باز آیی با تو چه کنم
ایندم اگرم نیست خریدار، بنه
چون دانهی انگورم بفشار و بنه
در حبسگه خمم بیازار و بنه
دانم چو تو باز آیی با تو چه کنم
ایندم اگرم نیست خریدار، بنه
خواهم گریزم، در بستهست قفس خواهم که بمانم، ندهد دل به هوس
خواهم به تو در…
دل خام تو شد و لیک جانم باقیست آن عهد که بود در نهانم باقیست
گامی…

