آمد به درم سرخوش و مست و مغشوش
-
اندازه متن
+
آمد به درم سرخوش و مست و مغشوش
گفتا به من ای عاشق سرتا پا هوش،
وجدی کن و جامی ده و آور سخنی
گفتم زمنی امشب؟ گفتا خاموش
آمد به درم سرخوش و مست و مغشوش
گفتا به من ای عاشق سرتا پا هوش،
وجدی کن و جامی ده و آور سخنی
گفتم زمنی امشب؟ گفتا خاموش
گل گفت چرا باد نخواندم در گوش برداشت ندا باد چرا ای گل جوش
ابر آمد…
چندانکه ز عیب بستنی بر من شاد وز کار خراب من تو مانی آباد
صد چندان…

