آمد به درم سرخوش و مست و مغشوش
-
اندازه متن
+
آمد به درم سرخوش و مست و مغشوش
گفتا به من ای عاشق سرتا پا هوش،
وجدی کن و جامی ده و آور سخنی
گفتم زمنی امشب؟ گفتا خاموش
آمد به درم سرخوش و مست و مغشوش
گفتا به من ای عاشق سرتا پا هوش،
وجدی کن و جامی ده و آور سخنی
گفتم زمنی امشب؟ گفتا خاموش
آنکه فکند بر رهم لنگ برفت و آنی که به من آمد چون رنگ برفت
چندان…
با گل گفتم به گل چه کس پیوندد ؟ بشنید دلم دیدم کاو میخندد
گفتم چه…

