آکادمی پلیکان

آمد به درم سرخوش و مست و مغشوش

- اندازه متن +

آمد به درم سرخوش و مست و مغشوش
گفتا به من ای عاشق سرتا پا هوش،

وجدی کن و جامی ده و آور سخنی
گفتم زمنی امشب؟ گفتا خاموش

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×