تا زاد سفر داری و سودای سفر
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۰۹/۲۶
-
اندازه متن
+
تا زاد سفر داری و سودای سفر
ای دل ره خود گیر و مجو راه دگر.
تن از قفس آن مرغ به در اندازد
کاو روز خلاص را به سرکوبد و پر
عناب خجل از لب عناب تو شد
عناب خجل از لب عناب تو شد بیدار هر آنکه بود در خواب تو شد
گرآتش…
نیما یوشیج 
