آکادمی پلیکان

شب، شب پره‌ام از پس شیشه مضطر

- اندازه متن +

شب، شب پره‌ام از پس شیشه مضطر
می کوبد بال و می تکاند پیکر

در خانه کسی نیست، چراغی است ولیک
شب نیست که شب پره نمی کوبد پر.ش

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×