آن گل زودرس چو چشم گشود
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۳/۱۲/۲۷
-
اندازه متن
+
📹
|
🎧
|
📄
آن گل زودرس چو چشم گشود
به لب رودخانه تنها بود
گفت دهقان سالخورده که:
حیف که چنین یکه بر شکفتی زود
لب گشادی کنون بدین هنگام
که ز تو خاطری نیابد سود
گل زیبای من ولی مشکن
کور نشناسد از سفید کبود
نشود کم ز من بدو گل گفت
نه به بی موقع آمدم پی جود
کم شود از کسی که خفت و به راه
دیر جنبید و رخ به من ننمود
آن که نشناخت قدر وقت درست
زیرا این طاس لاجورد چه جست ؟
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
برچسب ها:
آزاد، نیمایی و سپیدبا دل چه بسی پند بدادم، نشنفت
با دل چه بسی پند بدادم، نشنفت بیدارتر آمد و بجا هیچ نخفت
برخاست بشد از…
تحلیل و بررسی
گل زودرس یا آن گل زودرس چو چشم گشود؟
نام اصلی این اثر گل زودرس است اما در میان مردم به آن گل زودرس چو چشم گشود نیز شهرت دارد.
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
نیما یوشیج 
