آکادمی پلیکان

ظالمی را خفته دیدم نیم‌روز (12-1)

- اندازه متن +

یکی از ملوکِ بی‌انصاف پارسایی را پرسید؛ از عبادت‌ها کدام فاضل‌تر است؟ گفت: تو را خوابِ نیم‌روز تا در آن، یک‌نفس خلق را نیازاری

ظالمی را خفته دیدم نیم‌روز
گفتم این فتنه است، خوابش برده، بِه

وآنکه خوابش بهتر از بیداری است
آن‌چنان بد زندگانی، مُرده به

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۸ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×