روزی که حساب من و تو در نگرند
-
اندازه متن
+
روزی که حساب من و تو در نگرند
مارا به هوای دلمان کم شمرند
آسوده که در رواج بازار چنان
انرا که بخواهند، فروشنده و خرند
روزی که حساب من و تو در نگرند
مارا به هوای دلمان کم شمرند
آسوده که در رواج بازار چنان
انرا که بخواهند، فروشنده و خرند
زمستان1336 پاسها از شب گذشته است. میهمانان جای را کرده اند خالی. دیرگاهی است میزبان در خانه اش تنها نشسته.…
یک دست بر این بسته و یک دست برآن
آویخته پای و باز یک دست در…

