رفتم به طبیب گفتم ای بینائی (1885)
کپی نوشته
کپی شد
کپی لینک
کپی شد
۱۴۰۴/۰۴/۳۱
-
اندازه متن
+
رفتم به طبیب گفتم ای بینائی
افتادهٔ عشق را چه میفرمایی
ترک صفت و محو وجودم فرمود
یعنی که ز هر چه هست بیرون آئی
میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
سیر گشتم ز نازهای خسان (2101)
سیر گشتم ز نازهای خسان کم زنم من چو روغن به لسان
بعد از این شهد…
پیشنمایش
پرورش خوشبینی در شرایط دشوار
🕒 02:52
مولانا 
