آکادمی پلیکان

رفتم بر یار از سر سر دستی (1884)

- اندازه متن +

رفتم بر یار از سر سر دستی
گفتا ز درم برو که این دم مستی

گفتم بگشای در که من مست نیم
گفتا که برو چنانکه هستی هستی

نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

که عشق آسان نمود اول - شرح اشعار - شرح اشعار 1 تا 4
مکاتب-ادبی-و-هنری-غرب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×