رفتم به طبیب گفتم ای بینائی (1885)
-
اندازه متن
+
رفتم به طبیب گفتم ای بینائی
افتادهٔ عشق را چه میفرمایی
ترک صفت و محو وجودم فرمود
یعنی که ز هر چه هست بیرون آئی
رفتم به طبیب گفتم ای بینائی
افتادهٔ عشق را چه میفرمایی
ترک صفت و محو وجودم فرمود
یعنی که ز هر چه هست بیرون آئی
سایلی آمد…
باز چون گل سوی گلشن میروی با توام گرچه که بیمن میروی
صدزبان شد سوسن اندر…

