آکادمی پلیکان

رفتم به طبیب گفتم ای بینائی (1885)

- اندازه متن +

رفتم به طبیب گفتم ای بینائی
افتادهٔ عشق را چه می‌فرمایی

ترک صفت و محو وجودم فرمود
یعنی که ز هر چه هست بیرون آئی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×