دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی (1878)
-
اندازه متن
+
دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی
امشب به دغل به هر سویی میافتی
گفتم که مرا تا به قیامت جفتی
گو آن سخنی که وقت مستی گفتی
دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی
امشب به دغل به هر سویی میافتی
گفتم که مرا تا به قیامت جفتی
گو آن سخنی که وقت مستی گفتی
دلدار مرا وعده دهد نشنومش بر مصحف اگر دست نهد نشنومش
گوید والله که نشنوی نشنومت…
تنها نه همین خنده و سیماش خوشست خشم و سخط و طعنه و صفراش خوشست
سر…

