دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی (1878)
-
اندازه متن
+
دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی
امشب به دغل به هر سویی میافتی
گفتم که مرا تا به قیامت جفتی
گو آن سخنی که وقت مستی گفتی
دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی
امشب به دغل به هر سویی میافتی
گفتم که مرا تا به قیامت جفتی
گو آن سخنی که وقت مستی گفتی
ای آنکه ز حال بندگان میدانی چشمی و چراغ در شب ظلمانی
باز دل ما را…
نی که لقمان را…

