دل از می عشق مست میپنداری (1871)
-
اندازه متن
+
دل از می عشق مست میپنداری
جان شیفتهٔ الست میپنداری
تو نیستی و بلای تو در ره تو
آنست که خویش هست میپنداری
دل از می عشق مست میپنداری
جان شیفتهٔ الست میپنداری
تو نیستی و بلای تو در ره تو
آنست که خویش هست میپنداری
برو برو که به بز لایق است بزغاله برو که هست ز گاوان حیات گوساله
برو…
پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا بردوخت مرقع از رگ و پوست مرا
تن…

