در دل نگذشت کز دلم بگذاری (1858)
-
اندازه متن
+
در دل نگذشت کز دلم بگذاری
یا رخت فتاده در گلم بگذاری
بسیار زدم لاف تو با دشمن و دوست
ای وای به من گر خجلم بگذاری
در دل نگذشت کز دلم بگذاری
یا رخت فتاده در گلم بگذاری
بسیار زدم لاف تو با دشمن و دوست
ای وای به من گر خجلم بگذاری
کجا شد عهد و پیمان را چه کردی امانتهای چون جان را چه کردی
چرا کاهل…
دانم که برای ما نخفتی همه دوش بر صفهٔ سرد با یکی بالاپوش
آن نیز فراموش…

