چندان گفتی که از بیان بگذشتی (1832)
-
اندازه متن
+
چندان گفتی که از بیان بگذشتی
چندان گشتی بگرد آن کان گشتی
کشتی سخن در آب چندان راندی
نی تخته بماند نی تو و نی کشتی
چندان گفتی که از بیان بگذشتی
چندان گشتی بگرد آن کان گشتی
کشتی سخن در آب چندان راندی
نی تخته بماند نی تو و نی کشتی
هر کجا بوی خدا میآید خلق بین بیسر و پا میآید
زانک جانها همه تشنهست به…
خواهی ز جنون بویی ببری ز اندیشه و غم میباش بری
تا تنگ دلی از بهر…

