چندان گفتی که از بیان بگذشتی (1832)
-
اندازه متن
+
چندان گفتی که از بیان بگذشتی
چندان گشتی بگرد آن کان گشتی
کشتی سخن در آب چندان راندی
نی تخته بماند نی تو و نی کشتی
چندان گفتی که از بیان بگذشتی
چندان گشتی بگرد آن کان گشتی
کشتی سخن در آب چندان راندی
نی تخته بماند نی تو و نی کشتی
ای روی ترا پیشه جهانآرائی وی زلف ترا قاعده عنبر سائی
آن سلسلهٔ سحر ترا، آن…
این کیست این این کیست این در حلقه ناگاه آمده این نور اللهی است این از پیش الله…

