چندان گفتی که از بیان بگذشتی (1832)
-
اندازه متن
+
چندان گفتی که از بیان بگذشتی
چندان گشتی بگرد آن کان گشتی
کشتی سخن در آب چندان راندی
نی تخته بماند نی تو و نی کشتی
چندان گفتی که از بیان بگذشتی
چندان گشتی بگرد آن کان گشتی
کشتی سخن در آب چندان راندی
نی تخته بماند نی تو و نی کشتی
ای دل چو وصال یار دیدی حالی در پای غمش بمیر تا کی نالی
شرطست چو…
بس درمانها کان مدد درد شود بس دولتها که روی از آن زرد شود
خوف حق…

