بر گلشن یارم گذرت بایستی (1801)
-
اندازه متن
+
بر گلشن یارم گذرت بایستی
بر چهرهٔ او یک نظرت بایستی
در بیخبری گوی ز میدان بردی
از بیخبریها خبرت بایستی
بر گلشن یارم گذرت بایستی
بر چهرهٔ او یک نظرت بایستی
در بیخبری گوی ز میدان بردی
از بیخبریها خبرت بایستی
از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم از شاخ درخت تو چنین خام فتیدیم
در…
بیبحر صفا گوهر ما سنگ آمد بیجان جهان جان و جهان تنگ آمد
چون صحبت دوست…

