با دل گفتم که ای دل از نادانی (1780)
-
اندازه متن
+
با دل گفتم که ای دل از نادانی
محروم ز خدمت شدهای میدانی
دل گفت مرا سخن غلط میرانی
من لازم خدمتم تو سرگردانی
با دل گفتم که ای دل از نادانی
محروم ز خدمت شدهای میدانی
دل گفت مرا سخن غلط میرانی
من لازم خدمتم تو سرگردانی
وجود من به کف یار جز که ساغر نیست نگاه کن به دو چشمم اگرت باور نیست
عاشق همه سال مست و رسوا بادا دیوانه و شوریده و شیدا بادا
با هشیاری غصهٔ…

