با دل گفتم که ای دل از نادانی (1780)
-
اندازه متن
+
با دل گفتم که ای دل از نادانی
محروم ز خدمت شدهای میدانی
دل گفت مرا سخن غلط میرانی
من لازم خدمتم تو سرگردانی
با دل گفتم که ای دل از نادانی
محروم ز خدمت شدهای میدانی
دل گفت مرا سخن غلط میرانی
من لازم خدمتم تو سرگردانی
چونک جمال حسن تو، اسبِ شکار زین کند نیست عجب که از جنون، صد چو مرا چنین کند
…

