بازآی که تا به خود نیازم بینی (1781)
-
اندازه متن
+
بازآی که تا به خود نیازم بینی
بیداری شبهای درازم بینی
نی نی غلطم که خود فراق تو مرا
کی زنده رها کند که بازم بینی
بازآی که تا به خود نیازم بینی
بیداری شبهای درازم بینی
نی نی غلطم که خود فراق تو مرا
کی زنده رها کند که بازم بینی
من سر نخورم که سر گرانست پاچه نخورم که استخوانست
بریان نخورم که هم زیانست من…
ز مهجوران نمیجویی نشانی کجا رفت آن وفا و مهربانی
در این خشکی هجران ماهیانند بیا…

