ای چون علم بلند در صحرائی (1716)
-
اندازه متن
+
ای چون علم بلند در صحرائی
وی چون شکر شگرف در حلوائی
زان میترسم که بدرگ و بدرائی
در مغز تو افکند دگر سودائی
ای چون علم بلند در صحرائی
وی چون شکر شگرف در حلوائی
زان میترسم که بدرگ و بدرائی
در مغز تو افکند دگر سودائی
سوی بیماران خود شد شاه مه رویان من گفت ای رخهای زرد و زعفرانستان من
زعفرانستان…
مر علی را در مثالی شیر خواند شیر مثل…

