ای باد سحر تو از سر نیکوئی (1706)
-
اندازه متن
+
ای باد سحر تو از سر نیکوئی
شاید که حکایتم به آن مه گوئی
نی نی غلطم گرت بدوره بودی
پس گرد جهان دگر کرا میجوئی
ای باد سحر تو از سر نیکوئی
شاید که حکایتم به آن مه گوئی
نی نی غلطم گرت بدوره بودی
پس گرد جهان دگر کرا میجوئی
بخشای بر آن بنده که خوابش نبود بخشای بر آن تشنه که آبش نبود
بخشای که…
دل من چون صدف باشد، خیال دوست دُر باشد کنون من هم نمیگنجم، کز او این خانه پر…

