ای باد سحر تو از سر نیکوئی (1706)
-
اندازه متن
+
ای باد سحر تو از سر نیکوئی
شاید که حکایتم به آن مه گوئی
نی نی غلطم گرت بدوره بودی
پس گرد جهان دگر کرا میجوئی
ای باد سحر تو از سر نیکوئی
شاید که حکایتم به آن مه گوئی
نی نی غلطم گرت بدوره بودی
پس گرد جهان دگر کرا میجوئی
مستم از بادههای پنهانی وز دف و چنگ و نای پنهانی
مر چنین دلربای پنهان را…
اطیب الاعمار عمر فی طریق العاشقین غمز عین من ملاح فی وصال مستبین
رویه المعشوق یوما…

