آن ظلم رسیدهای که دادش دادی (1661)
-
اندازه متن
+
آن ظلم رسیدهای که دادش دادی
وانغمزدهای که جام شادش دادی
آن بادهٔ اولین فراموشش شد
گر باز نمیدهی چه یادش دادی
آن ظلم رسیدهای که دادش دادی
وانغمزدهای که جام شادش دادی
آن بادهٔ اولین فراموشش شد
گر باز نمیدهی چه یادش دادی
تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد هر جا که نشینیم چو فردوس برین شد
چونک در باغت به زیر سایه طوبیستم گرم در کار آمدم موقوف مطرب نیستم
همچو سایه…

