بر گرد جهان این دل آوارهٔ من (1439)
-
اندازه متن
+
بر گرد جهان این دل آوارهٔ من
بسیار سفر کرد پی چارهٔ من
وان آب حیات خوش و خوشخوارهٔ من
جوشید و برآمد ز دل خارهٔ من
بر گرد جهان این دل آوارهٔ من
بسیار سفر کرد پی چارهٔ من
وان آب حیات خوش و خوشخوارهٔ من
جوشید و برآمد ز دل خارهٔ من
مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد خاصه این رهزن که ما را این چنین بر…
رفتم به طبیب و گفتم ای زینالدین این نبض مرا بگیر و قاروره ببین
گفتا با…

