من گردانم مطرب گردان خواهم (1348)
-
اندازه متن
+
من گردانم مطرب گردان خواهم
من زهرهٔ گردنده چو کیوان خواهم
جانم جانم ز صورت جان خواهم
من جغد نیم که شهر ویران خواهم
من گردانم مطرب گردان خواهم
من زهرهٔ گردنده چو کیوان خواهم
جانم جانم ز صورت جان خواهم
من جغد نیم که شهر ویران خواهم
سلطان ملاحت، مه موزون منست در سلسلهاش، این دل مفتون منست
بر خاک درش، خون جگر…
اول نظر ار چه سرسری بود سرمایه و اصل دلبری بود
گر عشق وبال و کافری…

