من کاستهٔ وفای آن مهرویم (1347)
-
اندازه متن
+
من کاستهٔ وفای آن مهرویم
گر خواهد و گر نخواهد آن مه رویم
زو آب حیات ابدی میجویم
او آب حیات آمده و من جویم
من کاستهٔ وفای آن مهرویم
گر خواهد و گر نخواهد آن مه رویم
زو آب حیات ابدی میجویم
او آب حیات آمده و من جویم
بر من بگریست نرگس خمارش تا خیره شدم ز گریهٔ بسیارش
گر نرگس او به سرمه…
ای عشق کز قدیم تو با ما یگانهای یک یک بگو تو راز چو از عین خانهای

