گر صبر کنی پردهٔ صبرت بدریم (1286)
-
اندازه متن
+
گر صبر کنی پردهٔ صبرت بدریم
ور خواب روی خواب ز چشمت ببریم
گر کوه شوی در آتشت بگدازیم
ور بحر شوی تمام آبت بخوریم
گر صبر کنی پردهٔ صبرت بدریم
ور خواب روی خواب ز چشمت ببریم
گر کوه شوی در آتشت بگدازیم
ور بحر شوی تمام آبت بخوریم
هان ای طبیب عاشقان سودایییی دیدی چو ما؟ یا صاحبی اننی مستهلک لو لاکما
ای یوسف…
فصلیست چو وصل دوست فرخنده شده از مردن تن چراغ دل زنده شده
از خندهٔ برق…

