گر صبر کنی پردهٔ صبرت بدریم (1286)
-
اندازه متن
+
گر صبر کنی پردهٔ صبرت بدریم
ور خواب روی خواب ز چشمت ببریم
گر کوه شوی در آتشت بگدازیم
ور بحر شوی تمام آبت بخوریم
گر صبر کنی پردهٔ صبرت بدریم
ور خواب روی خواب ز چشمت ببریم
گر کوه شوی در آتشت بگدازیم
ور بحر شوی تمام آبت بخوریم
سبق الجد الینا نزل الحب علینا سکن العشق لدینا فسکنّا و ثوینا
زمن الصحو ندامه زمن…
به باغ و چشمه حیوان چرا این چشم نگشایی چرا بیگانهای از ما چو تو در اصل از…

