آکادمی پلیکان

گر کبر بخورده‌ام که سرمست توام (1287)

- اندازه متن +

گر کبر بخورده‌ام که سرمست توام
مشتاب بکشتنم که در دست توام

گفتی که زمین حق فراخست فراخ
ای جان به کجا روم که در دست توام

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×