از سوز غم تو آتشی میطلبم (1132)
-
اندازه متن
+
از سوز غم تو آتشی میطلبم
وز خاک در تو مفرشی میطلبم
از ناخوشی خویش به جان آمدهام
از حضرت تو وقت خوشی میطلبم
از سوز غم تو آتشی میطلبم
وز خاک در تو مفرشی میطلبم
از ناخوشی خویش به جان آمدهام
از حضرت تو وقت خوشی میطلبم
فرزانهٔ عشق را تو دیوانه مگو همخرقهٔ روح را بیگانه مگو
دریای محیط را تو پیمانه…

