آنرا که رسول دوست پنداشتمش (994)
-
اندازه متن
+
آنرا که رسول دوست پنداشتمش
من نام و نشان دوست درخواستمش
بگشاد دهانرا که بگوید چیزی
از غایت غیرت تو نگذاشتمش
آنرا که رسول دوست پنداشتمش
من نام و نشان دوست درخواستمش
بگشاد دهانرا که بگوید چیزی
از غایت غیرت تو نگذاشتمش
ای مرغ گیر دام نهانی نهادهای بر روی دام شعر دخانی نهادهای
چندین هزار مرغ بدین…
ظننتم ایا عذال ان قد عدلتم تظنون ان الحق فیما عذلتم
و ما ضاء ذاک البدر…

