آکادمی پلیکان

ای گل تو ز لطف گلستان می‌خندی (1751)

- اندازه متن +

ای گل تو ز لطف گلستان می‌خندی
یا از دم عشق بلبلان می‌خندی

یا در رخ معشوق نهان می‌خندی
چیزیت بدو ماند از آن می‌خندی

میانگین امتیازات ۵ از ۵
از مجموع ۱ رای
نویسنده

پوریا پلیکان

و آنچه نمی‌پوسد پوسیدن است

تفکر خلاق
کتاب رمان شب‌های روشن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پشتیبانی
×